
کسانی می روند
کسانی باز می گردند
پل عبور مهیا است
لیک ,
پاها وقتی بی حوصله اند
فعل رفتن
با هیچ زمانی صرف نمی شود
من تنهابه افق می نگرم
به قفس
که امنیت غریبی است
وقتی
پرنده آسمان را از خاطر برده است
چرا؟؟؟؟؟
چرا هیچکس

پ.ن.1: اين قسمت هم مثله تمام قسمت هاي زندگيم رو به پايانه!
پ.ن.2: ديديد آدم گاهي اوقات براي يه زمان هايي دلتنگ ميشه! فكر كنم بعدها اين اوقات رو تجربه کنم خصوصا برای دوستان !
پ.ن.3: دانشجويي ! فقط يه كوشولو مونده... سه سال گذشت ، عجب!!!!!!!!!!